X
تبلیغات
رایتل
روزهای نازنین
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1382
آدم و حوا:
این ماجرای آدم و حوا هم موضوع بحث بر انگیزی شده. خدا اگه میدونست اصن این ماجرا رو همونجا فیصله میداد که نسلهای بعدی ازش سو استفاده نکنن.
متن ماهی دودی رو خوندم راجب آدم و حوا یاد یه خاطره ای از کلاس زبان افتادم.
یه معلم زبان داشتیم خیلی احساس باحالی بهش دست میداد.سر کلاس هی خوشش میومد به خانوما تیکه بندازه.
یه بار بحث زرنگی و سادگی شد. ایشونم (مثه اکثر آقایوون ایرانی) در این مورد کم اوورد و بحث آدم و حوا رو مطرح کرد که از اول دنیا زنا مردا رو گول زدن چرا که این حوا بوده که سیب رو به ادم داده و باعث شده دوتاشون نرن بهشت
و این روند همچنان ادامه داره.

ما با توجه به اینکه کوچولو بودیم و اوشون جای بابامون بود زیاد سر به سرش نمی ذاشتیم و باهاش بحث نمی کردیم اما در این مورد غیرتی شدمو و یواش گفتم(به در بگو دیوار بشنوه!): " خوب میخواستید نگیرید! " ولی از اونجایی که طرف گوشش تیز بود شنید و گفت " بعضی ها میگن خوب میخواستید نگیرید ." اما خوب دیگه چیزی نداشت در جواب بگه! (کنف؟)
به طور غیر مستقیم حالیشون کردیم که به فرض این که حوا سیبو به ادم داده خوب بابا مگه خدا به آقایوون عقل نداده که تصمیم بگیرند پس چرا میندازید تقصیر حوا؟ اگه سیب ممنوع بوده چرا ادم سیب رو گرفته؟

نتیجه:
خدا عقلتون بده......

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 235494


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها