X
تبلیغات
رایتل
روزهای نازنین
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 3 فروردین‌ماه سال 1383
کدوم عید بابا؟...
تو پست قبلی من این همه عکس گذاشتم هیچکدوم باز نمیشه نمی دونم چه مر...ش شده! خلاصه روم سیا!
و اما یه بنده خدایی هم تو نظرات عنایت فرموده بودن که ما با نوشتن "نوروز 2563 خجسته باد" چیو میخوایم ثابت کنیم. در جواب باید عرض شود که جناب IQ ! واقعیت که نیازی به ثابت کردن نداره. چیزی که عیان است چه حاجت به ثابت کردن است باهوش جان؟ خلاصه تاریخ ایرانی از این معتبر تر سراغ داری سلامشو برسون.
و اما اندر احوالات عید نوروز که ما اصلا خوابشو هم ندیدیم ولی بجاش - به لطف گزارشات پسر خاله - تا دلتون بخواد حسرتش را خوردیم. عکس های مهمونی و بزن بکوب واسه ما میفرستن! باشد تا کریسمس ما خدمتشان برسیم!(بدبخت چرا الکی کُرکُری میخونی؟)
خلاصه تا باشه  آدم عید ایران باشه. این ولایت ما هم که شده پاتوق فک و فامیل. عید که میشه از شرق و غرب پا میشن میرن اونجا  واسه خودشون جشن تولد راه میندازن بعد حسرتشو بنده در دیار غربت (تریپ تنهایی!) میخورم.
حالا جالب اینجاست مثلا اون سالی که ما تصمیم میگیریم بریم ایران و کلی هم قبلش شکممونو صابون میزنیم واسه مهمونی٬ هیچ مناسبت خاصی پیش نمیاد. .ولی همین که دیگه با ناامیدی بار و بندیلمونو جمع میکنیم و بر میگردیم هنوز پامونو نذاشتیم بیرون با خبر میشیم که عمه و خاله و دایی و پسر خاله و دختر خاله و... خلاصه هر چی آدم مجرد و غیر مجرد (؟) تو فامیل وجود داشته میخواد طی سلسله جشنهای ۸ مرحله ای عروسی کنه!
بنابر این ما با خود به دو نتیجه میرسیم که:
۱. یا عیب از خود ماست که بلد نیستیم کی بریم ایران. 
۲. و یا وجود ما در میان فامیل بوق تلقی میشود!

در هر دو حال نقشه های ما برای یک مهمونی دوستانه و فامیلی و شام مفت(!) به نتیجه نرسیده است. به نظر میرسد باید کمی در سیاست های قبلی خود تجدید نظر کنم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 235489


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها